فارسی / B2
فن آخر
استاد کشتیگیری در کار خود بیرقیب بود. سیصدوشصت فن میدانست و هر روز به شیوهای متفاوت کشتی میگرفت. به یکی از شاگردان زیبایش علاقه داشت و سیصد و پنجاه و نه فن را به او آموخت؛ اما آموزش یک فن را پیوسته به تأخیر میانداخت و آن را از شاگرد پنهان نگه میداشت.
جوان از نظر قدرت و مهارت چنان پیشرفت کرد که کسی توان برابری با او را نداشت. کار به جایی رسید که در حضور پادشاه گفت: «برتری استاد بر من تنها به دلیل بزرگتر بودن و حقی است که به خاطر آموزش بر من دارد. وگرنه در قدرت از او کمتر نیستم و در فن کشتی با او برابرم.»
شنیدن این سخن برای پادشاه ناخوشایند بود. دستور داد آن دو با هم کشتی بگیرند تا ادعای جوان آزموده شود. میدان بزرگی آماده کردند و بزرگان دربار و کشتیگیران برای تماشا حاضر شدند.
جوان با قدرتی وارد میدان شد که راوی آن را به نیروی فیلی خشمگین تشبیه میکند. استاد دریافت که از نظر توان بدنی، حریف جوانش نمیشود. پس با همان فن ویژهای به او حمله کرد که هرگز به شاگرد نیاموخته بود.
جوان راه مقابله با آن را نمیدانست. استاد او را با دو دست از زمین بلند کرد، بالای سر برد و به زمین کوبید. فریاد جمعیت برخاست و پادشاه دستور داد به استاد لباس و هدیه بدهند.
در مقابل، شاگرد را سرزنش کرد: «در برابر کسی که تو را پرورش داده، ادعای برابری کردی، اما از عهده شکست دادن او برنیامدی.»
جوان پاسخ داد: «ای پادشاه، او با زور بازو بر من پیروز نشد. تنها نکتهای از فن کشتی مانده بود که به من یاد نداده بود. امروز با همان نکته مرا شکست داد.»
استاد گفت: «آن را برای چنین روزی نگه داشته بودم. دانایان گفتهاند: به دوستت آنقدر قدرت نده که بتواند دشمن تو شود.»
English summary · includes the ending
A wrestling master knows 360 moves. He favours one pupil and teaches him 359, keeping the last move secret. The young man becomes exceptionally strong and skilled. He tells the king that his teacher is superior only in age and as his teacher; their strength and skill are equal.
The king dislikes the claim and orders a contest. Important people and wrestlers gather to watch. Seeing that the pupil is physically stronger, the master uses the move he never taught him. The young man cannot defend himself. His teacher lifts him above his head and throws him down.
The king rewards the master and reproaches the pupil. The pupil argues that he lost because of the hidden technique, rather than greater strength. The master replies that he kept it for just such a day. He warns against giving a friend enough power to become an enemy.
Adapted for Lejrbål from the credited source.
Read the source