فارسی / B2
درویش و پادشاه
مرد فقیری که از زندگی ساده و مستقل خود آسوده بود، در گوشهای تنها نشسته بود. پادشاه از کنار او گذشت، اما مرد نه سرش را بلند کرد و نه توجهی به او نشان داد. این بیاعتنایی پادشاه را رنجاند و گفت: «این مرد مثل حیوان است؛ نه ادب دارد و نه رفتار انسانی.»
وزیر نزدیک مرد رفت و او را سرزنش کرد: «پادشاه از برابر تو گذشت. چرا به او احترام نگذاشتی؟»
مرد پاسخ داد: «به پادشاه بگو از کسی انتظار خدمت داشته باشد که از او انتظار بخشش دارد. کسی که به مال او نیازی ندارد، چرا باید چنین رفتاری کند؟ گذشته از این، پادشاهان برای مراقبت از مردم هستند، نه مردم برای اطاعت از پادشاهان.»
او این رابطه را به رابطهٔ چوپان و گوسفندان تشبیه کرد: وظیفهٔ چوپان نگهداری از گوسفندان است؛ گوسفندان برای خدمت به او نیستند. سپس از تفاوت زندگی آدمها گفت. یکی امروز در آسایش است و دیگری با سختی دستوپنجه نرم میکند، اما این تفاوت پایدار نیست. وقتی مرگ فرا برسد، تفاوت شاه و خدمتکار از میان میرود؛ از خاک مردگان هم نمیتوان فهمید چه کسی ثروتمند و چه کسی فقیر بوده است.
پادشاه سخن مرد را درست دانست و گفت: «از من چیزی بخواه.»
پاسخ مرد این بود: «خواستهام این است که دوباره مزاحم من نشوی.»
پادشاه از او نصیحتی خواست و مرد گفت: «اکنون که نعمت و قدرت در دست توست، قدر این فرصت را بدان؛ این قدرت از دستی به دست دیگر میرود.»
English summary · includes the ending
A poor man is sitting quietly when a king passes him. The man does not look up or show the respect the king expects. The king becomes offended and insults the man and people like him. His minister asks the man why he has failed to behave respectfully.
The man replies that a ruler should expect service from people who hope to receive gifts from him. He also says that kings exist to protect their people. A shepherd serves the sheep, rather than the sheep serving their shepherd. Wealth and position cannot last forever: death removes the differences between rich and poor.
The king accepts the argument and invites the man to make a request. The man asks to be left alone in future. When the king also requests advice, he tells him to value his present opportunity. Power and wealth pass from one person to another and will not remain his forever.
Adapted for Lejrbål from the credited source.
Read the source